



یه تار موی اونو به دنیا ندادم چون عشقمه
ولی یه عده نا رفیق ازم گرفتنش
توی دادگاه عشق من محکوم به مرگم
ای خدا به من بگو چرا متروکه قلبم

این روزا عادت همه رفتن و دل شکستن
درد تموم عاشقا پای کسی نشستن
این روزا کار آدما دلهای پاک بردن
بعدش اونو گرفتن و به دیگری سپردن
این روزا کار آدما تو انتظار گذاشتنه
ساده ترین بهونشون از هم خبر نداشتن
این روزا سهم عاشقا غصه و بی وفایی

من یک نامه عاشقانه ام،بازم کن
محتاج کمی نوازشم،نازم کن
هر چند سکه ای سیاهم،ای دوست
در قلک سینه ات پس اندازم کن
کلامت گرم و شیرین چون ترانه نگاهت دل فریب و شاعرانه
منم قایق به روی موج دریا توی ساحل توی لطف کرانه
کاش می شد با تو بودن را نوشت
تا که زیبا را کشم بر هر چه زشت
کاش می شد روی این رنگین کمان
می نوشتم تا ابد با من بمان


وقتی می خوام به یاد تو گریه کنم اشک من گونه هامو می سوزونه
دل من غمگین است
غصه ام سنگین است
گرچه بی همنفسم
زندگی شیرین است
میل گل در من نیست
بال من خونین است
اشک غم باید ریخت
رسم دنیا این است
آنانکه زندگی را بستری از گلهای سرخ میدانند همیشه از خارهای او شکایت میکنند